این، سوّمین پست وبنوشت در یک دنبالۀ هفت پستی است که موارد ادّعای اسناد قرارداد معیوب و ناقص را به بحث میگذارد.
متن زیر، ترجمه مستقیم است و لزوماً در محیط قراردادهای ایرانی، قابل إعمال نیست.
دادگاهها و هیأتهای ایالات متّحده اغلب اصول حکمِ اسپیرین را – که در دوّمین پست در این دنباله مورد بحث قرار گرفت- توسعه و گسترش دادهاند تا موضوعات آتی را [به آن] ضمیمه نمایند:
- قصور در ارائۀ «اطّلاعات مشخّص درخصوص امور ماهوی [مؤثّر]»
- خطاهای پنهان
- کفایت مشخّصات برای داشتن عملکردی رضایتبخش
- مسئولیت در قبال منبع اصلی تأمین یا پیمانکار جزء
- مسئولیت در قبال شرایط متفاوت کارگاه
- مسئولیت در قبال تأخیرِ منتج از مشخّصات معیوب
مثالهایی از پروندهها در زیر خلاصه شده است:
قصور در ارائۀ «اطّلاعات مشخّص درخصوص موضوعات اساسی»
قصور در ارائۀ «اطّلاعات مشخّص درخصوص موضوعات اساسی»
مقاصد [مبتنی بر] حسن نیّت پیمانکار در تعیین استحقاق، حائز اهمیّت میباشد. چنانچه پیمانکار، مفاد را بهغلط بدون تلاش برای سودبردن از ابهامات، بهنفع خود تعبیر کند، ممکن است قادر به بازیابی هزینههای افزایشیافتۀ خود باشد. این، کاربردی از قاعدۀ تفسیر ضدّ انشاءکننده است، که بیان میکند در مورد مشخّصات مبهم یا متناقض، اگر کارفرما یا نمایندۀ وی مشخّصات را نوشته باشند و تفسیر پیمانکار متعارف باشد، تفسیرها بهنفع پیمانکار خواهند بود.
خطاهای پنهان
چنانچه خطایی، پنهان بوده و تنها پس از تحقیقاتی گسترده پیدا شود، ممکن است کارفرما [در قبال آن] مسئول باشد. معمولاً نمیتوان بواسطۀ بندهای کلّی قرارداد که پیمانکار را ملزم به بازرسی از کارگاه، مطالعۀ مشخّصات، آگاهساختن خویش از الزامات کار یا فرضنمودن پاسخگویی در قبال کار تا تکمیل و پذیرش [کار] مینماید، از ضمانت ضمنی اجتناب نمود.(۲)
هیأت بروملی (۳) حکم کرد که انتظار نمیرود که پیمانکاران، کلیّۀ ابهامات یا خطاهای مخفی را کشف کنند و در قبال چشمپوشی از این خطاهای پنهان در اسناد پیشنهاد [قیمت]، پاسخگو نخواهند بود. در [پروندۀ] بروملی، یکی از یادداشتهای نقشههای دولت [اینگونه] خوانده میشد، «پیمانکار باید کلیّۀ دیمانسیونها و شرایط را قبل از تسلیم پیشنهاد [قیمت]، تأیید کند.» هنگامیکه یک دیمانسیون روی یک نقشه غلط بود، دولت مدّعی شد که دعوت به [ارائۀ] پیشنهاد، پیمانکار را به تأیید دیمانسیونها قبل از [ارائۀ] پیشنهاد ملزم نمود. بااینحال، دادگاه [رسیدگیکننده به] ادّعا، موضع پیمانکار را صحیح دانست، با بیان اینکه:
پیمانکاران، تاجرانی هستند که معمولاً در مضیقۀ زمانی، و آگاهانه در پی رقبایی با قیمت پایینتر هستند. نتیجتاً، آنها صرفاً آن هزینههایی را برآورد میکنند که احساس مینمایند شروط قرارداد اجازه میدهد تا دولت از نظر [نحوۀ] إجراء، بر آنها پافشاری کند. از آنها انتظار نمیرود تا ابهامات یا خطاهای مخفی در اسناد مناقصه را کشف کنند و اگر ابهامی را بههماناندازه که برای تعبیری دیگر قابل قبول است، بهغلط به نفع خود تعبیر کنند یا خطایی را نادیده بگیرند [هم] مورد حمایت قرار میگیرند.
اطّلاعات مندرج در نقشهها و مشخّصات، تشکیلدهندۀ اظهاری متقن است که اتّکاءِ پیمانکار بر آنها، موجّه است. هنگامیکه این اطّلاعات معیوب یا مبهم باشد، پیمانکار میتواند مستحقّ بازیابی هزینههای اضافی عملکرد منتج از عیوب یا ابهامات باشد.
کفایت مشخّصات برای داشتن عملکردی رضایتبخش
این [امر] بهخوبی جا افتاده است که کارفرما بهطور ضمنی، کفایت مشخّصات [ارائهشدۀ] خود را ضمانت میکند. در [پروندۀ] لوریا (۴)، دادگاه [رسیدگیکننده به] ادّعای ایالات متّحده این [امر] را بهصورت آتی تعریف نمود:
بهخوبی جا افتاده است که هنگامیکه دولت ساختِ یک سازه را سفارش میدهد و در انجام این کار، مشخّصات تجویزکنندۀ صفات ممتاز، دیمانسیون و موقعیّت کار احداث را تهیّه میکند، بهطور ضمنی ضمانت میکند که چنانچه انطباق با مشخّصات صورت پذیرد، عملکرد رضایتبخش نتیجه خواهد شد …. هنگامیکه مانند این [پرونده]، مشخّصات معیوب، تکمیل قرارداد را به تأخیر اندازند، پیمانکار مستحقّ بازیابی خسارات برای نقض ضمانت ضمنی مدّعیٌعلیه میباشد.(۵)
دادگاه لوریا همچنین تعیین کرد که دولت بواسطة قصور در بازنگری بهموقع و تحمیل شیوۀ سعی و خطای غیرمتعارف حفّاری به خواهان، قرارداد را [از جهات] بیشتری نقض کرده است.(۶)
اصل اساسی قراردادهای «نتیجهمحور» و «عملکردمحور»، دستیابی به یک نتیجة مشخّص است. در این قراردادها، ریسک حصول نتیجه، عموماً برعهدۀ پیمانکار است. (۷) بااینحال، هنگامیکه پیمانکار ناگزیر است وفق طرحها و مشخّصات تفصیلی عمل کند، اگر پیمانکار از آن طرحها و مشخّصات پیروی کند، کارفرما در قبال نتیجه پاسخگو میباشد. اصل زیربنایی آن است که دانش و کنترل کارفرما بر پروژه برتر از [دانش و کنترل] پیمانکار است.
کفایت مشخّصات برای داشتن عملکردی رضایتبخش
هنگامیکه کارفرما مصالح یا پیمانکار جزئی را برای پروژۀ خود مشخّص میکند، اگر مصالح دچار ناکارآمدی شود یا پیمانکار جزء عملکرد نداشته باشد، پیمانکار میتواند استحقاق بازیابی خسارات خود را داشته باشد. توجیه آن است که پیمانکار فرصت ارزشیابی مناسببودنِ مصالح یا قابلیّت پیمانکار جزء را نداشته و اگر پیمانکار آن ریسکها را بهعهده میگرفت، پیشنهاد [قیمت]ها بالاتر میبود.(۸)
راهکار چالش حقوقی خود را از ما بخواهید
مسئولیت در قبال شرایط متفاوت کارگاه
مسئولیت در قبال تأخیرِ منتج از مشخّصات معیوب
مطالب مرتبط
اقتباس از نوشتهای از ریچارد.جی.لانگ
